علیاصغر عرباحمدی
حسابرسان دستهای از افراد هستند که مردم با اتکا
به نظر آنها در مورد وضعیت مالی و نتایج عملیات واحدهای تجاری، تصمیم به
سرمایهگذاری میگیرند.
گارو هوانسیان فر*
در این سری از مقالات، مواردی که با آن در حسابرسی
بیشتر مواجه میشویم، بیان میکنم تا توجه حسابرسان را به آن موارد جلب
کنم. در هر حال، اینها تجربیات من است و از موارد ساده شروع میکنم و به
موارد سخت و سختتر میرسیم. حال در این مقاله به چند مورد میپردازم:
* گارو هوانسیان فر
این مقاله برای استفاده افرادی است که در سطح حسابرس در واحدهایی که کار حسابرسی به صورت مستقل انجام میدهند،مشغول به کارند.
گاهی
دیده میشود که به سندی برخورد میکنید که از آن سر در نمیآورید. به ظاهر
آن سند، اصلاحیه سند دیگری است. به سند قبلی که در سند اول به آن عطف داده
شده مراجعه میکنید، متوجه میشوید که آن هم به یک سند قبل از آن عطف داده
شده است. به طور خلاصه، مشاهده میکنید که بعضی مواقع بیش از 10 تا 20 سند
در رابطه با موضوع سند اولی که بررسی میکردید، سند صادر شده است و آن
سندها به هم عطف داده شدهاند و در نهایت نتیجه صدور آن همه سند حسابداری
برای شما مشخص نیست.
این یک روش معمول و شناخته شده برای گمراه
کردن حسابرس از موضوع اصلی است. برای حل این موضوع کلیه این سندها را مشخص
کنید و برای هر سرفصل، حساب T بکشید و کلیه ارقام درج شده در سندها را در
حسابهای T ثبت کنید و ثبتها را به هم عطف دهید. هرگاه کلیه آن اسناد را
در حسابهای T ثبت کردید، در نهایت ماندههای بیشتر این حسابهای T صفر
میشود و دو یا سه حساب T باقی میماند که نتیجه نهایی صدور آن همه سند
حسابداری است.
در این مرحله، ثبت مورد نظر واحد مورد رسیدگی را
متوجه میشوید و برای شما کاملا مشخص میشود که نتیجه آن همه ثبتهای
حسابداری چه بوده است. در بیشتر موارد، نتیجه نهایی نشان میدهد که واحد
مورد رسیدگی قصد داشته سندی را با منظور خاصی صادر کند که حسابرس متوجه
نشود. بنابراین، تنها راه پیدا کردن نتیجه نهایی صدور تعدادی سند حسابداری
وابسته به هم و ثبت آن سندها در حسابهای T است.
بدین ترتیب موضوع
آن همه سند در حسابهای T که مانده آنها صفر نمیشود، مشخص میشود. حال
این موضوع را خطاب به کلیه حسابرسان در سطوح حسابدار رسمی جوان و غیر
حسابدار رسمی مینویسم. هنگامی که کارآموز حسابرسی بودم، از ثبتهای انجام
شده در یک حسابرسی سر در نمیآوردم.
موضوع را با سرپرستم در میان
گذاشتم. سرپرستم گفت که باید آنقدر تلاش کنی تا به حدی برسی که این
اطمینان خاطر و اعتماد به نفس در تو به وجود آید که اگر مطلبی را از
حسابها متوجه نمیشوی، به طور قاطع و با اطمینان کامل اظهار کنی که
اشکالی در حسابها وجود دارد و اشکال از درک مطلب توسط تو نیست. پاسخ
سرپرستم بسیار پر معنی و مفید بود.
حقیقت امر هم باید چنین باشد.
یک حسابرس به معنی عام (البته حسابرس واقعی) باید به حدی رسیده باشد که هر
موضوعی را که در حسابهای واحدهای مورد رسیدگی متوجه نمیشود، به طور قطع و
یقین مطمئن باشد که اشکال یا اشکالاتی در آن موضوع یا حسابها وجود دارد.
البته رسیدن به این درجه در حسابرسی، نیاز به مطالعه بسیار وسیع در
موضوعات حسابرسی، حسابداری، مالیاتها، قانون تجارت و... و همچنین سابقه
کاری مفید زیاد دارد. حسابداران رسمی جوان هم باید نهایت کوشش خود را به
عمل آورند تا به چنین درجهای برسند. البته عجله نداشته باشند زیرا سالهای
سال باید در این راه قدم بردارند. همانطور که در مقاله «سخنی با حسابداران
رسمی جوان» قبلا نوشته بودم، حسابداران رسمی جوان فعلا در کیلومتر صفر
جاده بی انتهای حسابرسی و حسابداری هستند.
اگر بخواهیم این درجه را
(درجهای که بتوانید به طور قاطع اظهار نظر کنید که حتما اشکالی در حساب یا
موضوع مورد رسیدگی است) با درجهای مشابه در رشتههای ورزشی رزمی مقایسه
کنیم، در واقع درجه «دان ده» است.
حال وجدان خود را قاضی قرار
دهید و درجه «دان» خود را با انصاف کامل برآورد کنید. همانطور که
میدانید، کمربندها در ورزشهای رزمی از رنگ سفید شروع میشود و بعد
رنگهای مختلف دارد و به قهوهای و مشکی و بعد «دان» میرسد. (البته اطلاع
کامل از این رنگها ندارم ولی کمربند قهوهای و مشکی و بعد هم «دان» را تا
حدودی تشخیص میدهم). سپس درجه معلومات خود را با مقاله بعدی اینجانب تحت
عنوان «حسابرس واقعی کیست» مقایسه و با ارزیابی اولیه خود تطابق دهید.
انشاا... انحراف زیادی از آن نخواهید داشت. پس تا آن زمان، ادعای شریک شدن
و آن هم همتراز شرکای درجه اول موسسات حسابرسی یا ادعای درصدی از سود
موسسه نکنید.
* حسابدار رسمی – عضو پیوسته انجمن حسابداران خبره مدیریت انگلستان
چکیده
در این مقاله توضیحات مربوط به چگونگی محاسبه حقوق و دستمزد و ملاحظات مربوط به آن اشاره می شود.
کلیدواژه : حقوق ؛ مزد ؛ دستمزد ؛ میزان ساعت کار ؛ اضافه کاری ؛ غیبت ؛ تأخیر
________________________________________
برابر مفاد قانون مدنی جمهوری اسلامی ، ماه شمسی 30 روز است، لذا در قانون کار ، مزد و مزایای متعلقه به کارگر بر مبنای 30 روز محاسبه میگردد. البته پرداخت مزد و مزایای متعلقه ، در ماههای 31 روزه تقسیم بر 30 شده و در عدد 31 ضرب میگردد و طبیعتا در ماههای 29 روزه نیز بر عدد 30 تقسیم شده و در 29 ضرب میگردد . یعنی تعیین حقوق و دستمزد بر مبنای ماه 30 روزه ، و پرداخت آن بر مبنای تعداد روزهای ماه انجام میگردد. به این معنی که وقتی از سوی شورایعالی کار ، حداقل مزد کارگران اعلام میگردد ، این مبلغ بر مبنای ماه شمسی ( 30 روزه ) اعلام شده ، ولی هنگام پرداخت آن بایستی به تناسب تعداد روزهای ماه مورد نظر محاسبه گردد.
از آنجائیکه برابر قانون ، هر کاگر بایستی در طول یک هفته ، مدت 44 ساعت به کار اشتغال داشته باشد، لذا چنانچه 44 ساعت را بر 6 روز کاری ( بغیر از روز جمعه ) تقسیم نمائیم نتیجه میگیریم که از هر کارگر انتظار میرود در طول یک روز 33/7 ( یا بعبارت دیگر هفت ساعت و بیست دقیقه ) به کار اشتغال داشته باشد.
لازم به ذکر است که چون در قانون محدودیتی برای چگونگی توزیع این 44 ساعت ذکر نشده است ، لذا کارفرما میتواند 44 ساعت را در طول یک هفته توزیع نماید ( مثلا 4 ساعت را به روز پنچشنبه و بقیه را در سایر ایام هفته توزیع نماید ) مشروط به اینکه اولا ساعات اشتغال به کار در هر روز از 8 ساعت تجاوز ننماید و ثانیا ساعت شروع و خاتمه کار روزانه بین 6 تا 22 تعیین شده باشد.
این توضیح لازم است که با توجه به حقی که قانون برای کارگران مشمول قانون کار درخصوص تعطیلی روز جمعه ( با دریافت مزد ) قائل شده ، کارفرما موظف است در پایان هر هفته کاری ( پس از 6 روز کار ) مزد یک روز جمعه را به کارگر پرداخت نماید . لذا برای اینکه بدانیم از یک کارگر انتظار میرود در طول یکماه شمسی ( سی روزه ) چه مقدار به کار اشتغال داشته باشد ، میتوانیم عدد 33/7 را در عدد 30 ضرب نمائیم ، عدد حاصله 220 ساعت است.
لذا وقتی شواریعالی کار اعلام میدارد که میزان حداقل مزد کارگران در سال X مبلغ A ریال است ، این مبلغ برای اشتغال یک کارگر به مدت 220 ساعت در ماه ( که بطور استاندارد 33/29 ساعت یا 29 ساعت و بیست دقیقه آن بابت جمعه هاست ) به کارگر تعلق میگیرد.
قطعا در طول مدت کار لازم میشود که کارگری بیشتر از مدت هفت ساعت و بیست دقیقه در روز کار کند.
در اینصورت لازم است اولا موافقت کارگر جلب شده و ثانیا میزان ساعات اضافه کاری در هر روز از 4 ساعت نیز تجاوز ننماید ( مگر در موارد استثناء و با اخذ مجوز اداره کار مربوطه ).
برای محاسبه مزد هر ساعت اضافه کاری ، لازم است مزد ثابت را بر عدد 220 تقسیم نموده و در عدد 4/1 ضرب نمائیم ، چرا که برابر قانون ، مزد هر ساعت کار اضافه ارجاعی به کارگر ، 40% بیشتر از مزد ساعات کار عادی است.
لازم به ذکر است که برای محاسبه ساعات غیبت یا تاخیر کارگران ، در قانون تکلیفی تعیین نشده است و نمیتوان بیشتر از ساعات غیبت یا کسر کار کارگران را از حقوق ماهیانه ایشان برداشت نمود ، مگر در مورد کارگاههایی که دارای کمیته انضباطی هستند و در این خصوص دارای مقررات خاصی باشند.
به عنوان مصاحبه شونده، چگونه خود را برای مصاحبه آماده کنیم؟
نویسنده: رکس پی گاتو
: مجید امیدوار
منبع: Gatto, R.P. 2000. The smart manager's F.A.Q. guide: a survival handbook for today's workplace. San Francisco: Jossey-Bass.
کلیدواژه(ها) : مصاحبه؛ مصاحبهشونده؛ مصاحبهکننده؛ استخدام
ابتدا، باید در مورد شرکتی که از شما مصاحبه میکند تحقیق کنید. روش تحقیق این گونه است:
به کتابخانه بروید و اطلاعات شرکت را استخراج کنید.
از مراکز، فروشگاهها یا کارخانههای شرکت بازدید کنید تا نوع کار و سازمان را در عمل ببینید.
از اینترنت برای یافتن اطلاعات روزآمد استفاده کنید.
با افرادی که اطلاعاتی در خصوص شرکت دارند صحبت کنید و نظرشان را درباره شرکت جویا شوید.
دوم، برای آمادگی پرسشهای زیر را از خود پرسیده و به آنها پاسخ دهید:
1. آنچه که را از مسئولیتهای شغل مورد نظر درک کردهاید توصیف کنید.
2. چه مهارتها و تواناییهایی دارید که میتوانید از عهده مسئولیتهای این شغل برآیید و آیا فرصتی برای پیشرفت وجود دارد؟
3. اصول اخلاقی کار خود را شرح دهید.
4. چه روشی را برای ارزیابی و پیادهسازی ایدهها و تصمیمهای کاری اتخاذ میکنید؟
5. چگونه مسائل و موضوعاتی را که روزانه در کار با آنها مواجه میشوید حل میکنید؟
6. فکر میکنید اصلیترین فشار کاری در چنین شغلی چه باشد؟
7. چه روش یا استراتژیی برای برخورد با فشارهای کاری و زندگی اتخاذ میکنید؟
8. چگونه با دیگر افراد حرفهای در یک سازمان تیم تشکیل میدهید؟
9. شرح دهید چرا یک تصمیمگیر اثربخش هستید؟
10. فرصتهایی را که انتظار دارید این شرکت برای رشد شما ایجاد کند برشمرید؟
11. چگونه مطالب کاری را ارائه میکنید یا سخنرانی میکنید؟
12. سبک رهبری خود را شرح دهید.چرا شما یک رهبر اثربخش هستید؟
13. شرح دهید چگونه میتوانید یک مشاور برای رئیس خود باشید.
14. در پست قبلی خود چه چیزی را اجرا یا پیشنهاد کردید که موجب رشد کسب و کار یا بهرهوری شد؟
15. دلایل اصلی ترک شغل قبلی چیست؟
16. چه دانش و تجربهای در پستهای قبلی کسب کردهاید که میتواند در این شغل جدید مفید باشد؟
17. بهترین استفاده از استعدادهای خود مربوط به کسب وکار را شرح دهید؟
18. شرایط ناخوشایند یا استرسزا در محیط کار را چه مواردی میدانید و چگونه با آنها برخورد میکنید؟
19. هدف شما از گرفتن این شغل جدید چیست؟
20. اهداف و افکار درجه اول شما درباره خودتان و داشتن یک شغل چیست؟
سوم، علاوه بر تحقیق در مورد شرکت و آمادهسازی خود برای مصاحبه، نکات زیر را به خاطر داشته باشید.
آنچه که شما در مصاحبه نمیگویید مهم است. از این شاخ به آن شاخ نپرید و به گونهای صحبت نکنید که آشفته به نظر برسید. اما در همان حال، خیلی خلاصهگو و کمحرف نباشید تا مصاحبه کننده فکر کند شما تمایلی به ارائه اطلاعات ندارید.
خودتان باشید و آرامش داشته باشید و به خودتان فشار نیاورید. این را به خاطر داشته باشید هر کسی (همچنین مصاحبه کننده شما) در جای مصاحبه شونده بوده است.
از حرکات خود آگاه باشید. خیلی شل و ول همچنین خیلی خشک ننشینید. با مصاحبه کننده تماس چشمی داشته باشید اما به حد خیره شدن نباشد.
با آگاه بودن از نکات فوق، تحقیق از پیش در مورد شرکت و آمادهسازی خود برای مصاحبه، شما بهترین شانس را برای ایجاد یک تأثیر مثبت در هنگام مصاحبه خواهید داشت.